نماز و سياست
در روايات مى خوانيم: اگر انسان تمام عمرش را به نماز مشغول باشد، آن هم در آنار آعبه در شهر
مقدّس مكّه، ولى رهبرى الهى را نپذيرد نمازش قبول نيست.
مشكل امروز مسلمانان آن است که نماز مى خوانند ولى رهبرانشان افراد ترسو و وابسته و دست
نشانده و بدون ملاك هاى الهى اند. با زبان از خداوند راه مستقيم مى خواهند، ولى در عمل بيراهه
مى روند.



نماز و آبرو


آسانى هستند آه در محله خود حاضر به آار خلاف نيستند، چون مردم او و بستگانش را
مى شناسند، ولى اگر همين اشخاص به منطقه ناشناسى هجرت آنند، خلاف براى آنان سنگينى
قبلى را ندارد.
شرآت در نماز، انسان را وابسته به مسجد و اسلام و مردم م ىآند و براى مسجدى سيمائى از
تقوى م ىسازد آه با اين عنوان حتّى المقدور حاضر به خلاف نيست، مى داند آه آار خلاف، آبروى
مذهبى او را مى برد، لباس قدسى و محبوبيّت را از تنش بيرون مى آورد، ولى افرادى آه از مردم و
اسلام و مسجد بريد هاند، خلاف آارى برايشان خيلى سختى ندارد، او عنوان مذهبى پيدا نكرده تا
غم از دست دادنش را بخورد.
آرى، آسى آه لباس سفيد بپوشد خودش روى زمين آلوده نم ىنشيند
.



نماز و محبّت
تعاون و محبّتى آه ميان مسجد ىهاست ميان ديگران نيست.
در نظام زندگى مسجدى ها همين آه يك نفر دو سه روز نيامد احوالش را مى پرسند. اگر مريض
است عيادتش م ىروند، اگر مشكلى دارد حل مى آنند، مسجد ىها احساس غربت نمى آنند.
آسى آه هيچ فرزند وبرادرى نداشته باشد ولى سروآارش با مسجد باشد احساس م ىآند همه
مردم برادر و فرزندش هستند. بارها ديده شده يك مسجدىِ ساده آه از دنيا مى رود مجالس او پر
رونق، مغاز هها براى او بسته و تشييع جنازه او شلوغ و با شكوه است.
اينها نشانه پيوند قلبى و محبّتى است آه در خانه خداوند با مؤمنين ايجاد مى شود.
يك مسجدى در خود يك دلگرمى احساس مى آند، مردم را در غم و شادى خود شريك م ىداند و
هرگز اين عواطف گرم از دوستان مسجدى را نم ىتوان با چيزى مقايسه آرد.



نماز و اقتصاد سالم
در نماز بايد لباس ومكان وآبى آه براى غسل و وضو استفاده مى شود حلال و طبق دستور اسلام
باشد واگر دگمه يا نخى از لباس يا قطره اى از آبى آه براى نماز مصرف مى شود از طريق نامشروع
تهيه شده باشد نماز باطل است.
جالب اينكه اگر بخواهيم نماز و دعاى ما قبول واقع شود بايد لقم هاى را آه مصرف مى آنيم نيز
حلال باشد.
آرى همانگونه آه هواپيما براى پرواز، بنزين مخصوص م ىخواهد، پرواز معنوى انسان نيز لقمه حلال
لازم دارد.



نماز و امداد به مردم


يكى از برآات نماز به خصوص در مساجد، امدادگرى است، هميشه محرومان به مساجد روانه
مى شدند و مشكلات خود را با مردم در ميان مى گذاشتند و در آن مكان مقدّس آن را حل مى آردند.
سابقه اين آار از زمان رسول اآرم صلى الله عليه وآله بوده است و قرآن صحنه اى را نقل مى آند آه
فقيرى وارد مسجد شد و از مردم استمداد آرد. آسى به او توجّهى نكرد و فقير با ناله به خداوند
حال خود را گفت. حضرت على عليه السلام مشغول نماز بود به
فقير اشاره آرد و او جلو آمد و حضرت در حال رآوع انگشتر خود
را به او داد، آيه نازل شد آه: رهبر شما فقط خداوند و پيامبرش و آسانى اند آه در حال رآوع انفاق
و به فقرا رسيدگى م ىآنند.
همين آه مردم آيه را شنيدند به مسجد آمدند تا ببينند اين آيه درباره چه آسى نازل شده است.
فهميدند آه مورد آيه شخص على بن ابيطالب عليهما السلام است.
به هر حال، امدادرسانى به جبه ههاى جنگ و آمك به فقراء از مسجد و در سايه برآات نماز بوده و
خواهد بود.
مسلمين از پايگاه مساجد به جبهه م ىرفتند، انقلاب اسلامى ايران هم از مساجد شروع شد.
اجتماع مردم در مسجد برآاتى دارد آه با نوشتن چند سطر حقّ آن ادا نمى شود.
در قرآن بارها نماز و انفاق، نماز و زآات، نماز وقربانى، در آنار هم آمده و در حديث هم م ىخوانيم
نماز آسى آه زآات ندهد قبول نيست.



نماز و انتخاب دوست
( در حديث است: يكى از برآات مسجد و نماز، پيدا آردن دوست خوب است.( بحار، ج ٨٣ ، ص ٣٥١
انسان در زندگى اجتماعى خود نياز به دوست دارد و نقش مثبت يا منفى دوست در زندگى انسان
بر آسى پوشيده نيست. مسجد بهترين مرآز دوست يابى است.
آسانى آه به مسجد م ىروند براى بندگى خدا مى روند. حيله ها و خودنمايى ها را آنار مى گذارندو
انسان م ىتواند در ميان مردم مسجد، دوست خود را انتخاب آند.
اگر شخصى اهل نماز نبود، چرا با او دوست شويم؟ او آه با خدا قهر است، با من نيز دوست
نخواهد بود. او آه الطاف خدا را فراموش مى آند، خدمات مرا هم فراموش خواهد آرد. او آه با
مؤمنين وفادار نيست، چگونه اطمينان دارى با تو وفادار بماند؟



نماز و نظافت
اوّلين واجب هر مسلمان به هنگام صبح و برخاستن از خواب، وضو گرفتن و شستن دست و صورت
است و اين عمل که در طول روز براى هر نماز تكرار مى شود، مايه نظافت و شادابى نمازگزار
مى گردد.
نمازگزار بايد لباس و بدنش پاك باشد، اگر ذرّه اى آلودگى و نجاست به بدن يا لباس او باشد،
نمازش باطل است. (غير از بعضى موارد استثنايى)
نمازگزارى که مى داند هر رآعت نماز با مسواك، برابر با هفتاد رکعت است مسواك را ترك نمى آند.
نمازگزارى که مى داند با حال جنابت نمازش باطل است، به فكر غسل م ىافتد و غسل او را به فكر
ساختن حمّام مى اندازد و وجود حمام رابطه او را با شستشو زياد مى آند.



نماز و جهت گيرى
نمازگزار بايد رو به قبله بايستد و جهت و خطّ خود را روشن آند، البتّه قبله و جهت او را بايد خداوند
تعيين آند، نه خودش و نه طاغو تها.
مى گويند، « اهل قبله » قبله، رمز شناسائى مسلمين از ديگران است از اين جهت به مسلمين
مسلمانان با هر سليقه و تفكّر و از هر نسل و نژادى، بايد جهت واحدى داشته باشند.
اگر مال و مقام هر لحظه دل ما را به سوئى م ىآشد، هنگام نماز بايد دل از همه بكنيم، آسى آه
جسم خود را رو به خانه خدا آرد آمادگى آن را پيدا م ىآند آه قلب و روح خود را متوجّه صاحب خانه
آند.
قبله ما آعبه است، اوّلين خانه اى آه براى مردم و عبادت بنا شد. خانه اى آه همه انبيا دورش
طواف آرد هاند،
خانه اى آه ابراهيم پايه هايش را بالا برده و اسماعيل در آنارش به آارگرى پرداخته است،
خانه اى آه براى همه مردم و براى هميشه درهايش باز است و هيچ آسى در آنجا حقّ تعرّض
ندارد. براى همه مردم مقدّس و از ملك هر آس آزاد است.



نماز و رهبرى
نماز جماعت همانند هر اجتماع ديگر نياز به رهبر و امام دارد. در انتخاب امام جماعت مردم بايد
توجّه به کمالات، علم، تقوى، لياقت ها و اهليّت ها داشته باشند و اين خود تمرينى است که در
جامعه زير بار هر رهبرى نروند.
امام جماعت واسطه ميان مردم و خداست و انسان نبايد فاسق را واسطه قرار دهد.
افرادى که در گناه و فساد غوطه ورند چگونه مى توانند مرا با نمازى آشناکنند که از فحشا ومنكر
جلوگيرى آند؟ آرى امامِ جماعت بايد انسان وارسته، با کمال، با سواد و با تقوى باشد. مگر نه اين
است که امام من، رابط من با خداست؟ به هر ريسمانى آه نم ىتوان چنگ زد و با هر نردبانى آه
نمى توان بالا رفت.
آرى انتخاب امام جماعت مردم را هر روز به فكر امامت و رهبرى م ىاندازد.
اگر رهبرى براى چند نفر در مسجد شايستگى هايى لازم دارد پس رهبرى امت و جامعه
شايستگى بيشترى مى خواهد، به همين دليل سفارش شده پشت سر آسى نماز بخوانيد آه به
ايمان و عدالت او اطمينان داريد.
همين که پشت سر شخصى به عنوان امام جماعت نماز خوانديد قهراً آن امام بيش از ديگران
مراعات رفتار خود را بكند. آرى کسى که خود را امام ديگران قرار م ىدهد بايد قبل از ديگران به
اصلاح خود بپردازد و بدين وسيله بر پايى نماز جماعت ها وسيله اى براى اصلاح افراد مى شود



نماز و مردم


اصل در نماز، به جماعت خواندن است.
در نمازجماعت، با مردم، در مردم و از مردم بودن مطرح است، در آنار مردم بدون هيچ گونه امتياز،
از هر نژاد و اقليم و در هر شرايط اقتصادى.
نمازجماعت بدون امام نمى شود، چنانكه جامعه بدون رهبر نمى شود. امام براى همه مردم به طور
يكسان امام است، نه براى گروه خاص. فقير و غنى و زشت و زيبا در آنار هم قرار م ىگيرند، بايد
امتيازات پوچ با نماز جماعت از جامعه حذف شود، اگر امام در نماز اشتباه آرد مردم به او هشدار
مى دهند، يعنى در نظام اسلامى امام وامّت بايد مراقب يكديگر باشند.
امام جماعت بايد مراعات ضعيف ترين مردم را بكند و نماز را طول ندهد و اين خود درسى است آه
مسئولين بايد در برنامه ريزى ها و حرآت ها توجّه به همه اقشار داشته باشند. در نماز جماعت مردم
نبايد از امام جلو بيفتند و اين درس ديگرى است آه نشانه نظام و ادب م ىباشد. اگر از امام جماعت
گناه بزرگى سر زد و مردم فهميدند، بايد آنار رود. يعنى مردم و جامعه را نبايد بدست فاسق سپرد.
در نمازجماعت همه با هم به خاك افتاده و سجده مى آنيم آرى بايد همه با هم باشيم.
در نماز جماعت همه مردم م ىتوانند با آسب علم و تقوى و محبوبيّت امام شوند، پيشنمازى ارث
آسى نيست، هر آسى در آمالات برتر شد در جامعه آقاست.





💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران