نماز جعفر طيّار
فلسفه عبادت در قرآن
( سوره طه، آيه ١٤ )« أَقِمِ الصَّلَوةَ لِذِآْرِى » ؛ قرآن فلسفه نماز را ياد خدا م ىداند
( سوره رعد، آيه ٢٨ )« أَلَا بِذِآْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ » ؛ و ذآر خدا را مايه آرامش دلها
سوره فجر، آيه )« يَأَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِى إِلَى رَبِّك » . و نتيجه آرامش دل را پرواز به ملكوت
(٢٨
قرآن در مواردى ديگر، دليل عبادت را تشكر از خداوند م ىداند:
( سوره نساء، آيه ١ )« اُعْبدوُا رَبَّكُمْ الَّذى خَلَقكُم »
پرستش آنيد پروردگارتان را آه شما را آفريد.
( سوره قريش، آيه ٢ )« فَلْيَعْبُدُواْ رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ الَّذِى أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَءَامَنَهُم مِّنْ خَوْفِ »
پس پروردگار اين خانه (آعبه) را پرستش آنند آه آنان را از گرسنگى و ناامنى نجات داد.
در بعضى آيات به نقش تربيتى نماز اشاره شده است:
( سوره عنكبوت، آيه ٤٥ )« إِنَّ الصَّلَوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنكَرِ »
همانا نماز انسان را از زشت ىها و مُنكرات باز مى دارد.
نمازگزار ناچار است آه بخاطر صحّت نماز و يا قبول شدن آن، يك سرى دستوراتِ دينى را مراعات
آند آه رعايت آنها خود زمينه اى قوى براى دورى از گناه و زشتى است. آرى آسى آه لباس سفيد
بپوشد، طبيعى است آه روى زمينِ آلوده و آثيف نمى نشيند.
قرآن بدنبال سفارش به نماز م ىفرمايد:
( سوره هود، آيه ١١٤ )« إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَات »
همانا آارهاى شايسته، گناهان را از بين م ىبرند.
پس نماز يك توبه عملى از گناهان گذشته است و خداوند با اين آيه به گنهكار اميد مى دهد آه اگر
به آارهاى شايسته همچون نماز و عبادت روى بياورد بديهايش محو مى شود.
عبادت، داروخانه شبانه روزى
هر آس در هر لحظه و در هر شرايطى بدون هيچ وقت قبلى و واسط هاى مى تواند با خدا ارتباط
برقرار آند. هر چند اوقاتى مخصوص از قبيل هنگام سحر، غروب جمعه، پس از خطبه هاى نماز
جمعه، هنگام نزول باران و يا شب قدر، دعا و عبادت حال ديگرى دارد، اما دعا و نيايش اختصاصى به
اين اوقات ندارد.
سوره طه، آيه ١٤ )« أَقِمِ الصَّلوةَ لِذِآرِى » . عبادت در هر حال داروى غفلت و نسيان و عصيان است
)« اَلا بِذآرِاللّهِ تَطمَئنُّ القُلُوب » . ) مايه آرامش و اطمينان خاطر و زدونِ اضطراب ها و دل نگرانى هاست
( سوره رعد، آيه ٢
ميانه روى در عبادت
هنگامى روحيه عبادت وپرستش زنده مى ماند آه انسان در انجام آن ميانه رو باشد، لذا در آتب
( نقل شده است.( آافى، ج ٢، ص ٨٦ ،« باب الاقتصاد فى العبادة » : حديث، رواياتى با عنوان
انسان وقتى سالم است آه ميان اندامش تناسب باشد و اگر عضوى بزرگتر يا آوچكتر از حدّ
معمول باشد، ناقص الخلقه به حساب مى آيد. در امور معنوى نيز انسان بايد ارزشها را بطور هماهنگ
در خود پرورش دهد. به پيامبر اآرم صلى الله عليه وآله خبر دادند آه گروهى از امّت تو بخاطر عبادت،
همسر و فرزند را رها آرده و به مسجد آمد هاند. پيامبر فرياد برآورد آه اين راه و روش من نيست، من
خودم با همسرم زندگى مى آنم و در منزل ساآنم، هر آس غير از اين عمل آند از من نيست.(
( آافى، ج ٥، ص ٤٩٦
امام صادق عليه السلام داستانِ مسلمانى را نقل مى آند آه همسايه مسيحى داشت و مسلمان
شد. اين مسلمان هنگام سحر او را بيدار آرد و به مسجد آورد و به او گفت: نماز شب بخوان تا صبح
شود. هنگام صبح گفت: نماز صبح بجاى آور و پس از آن تا طلوع آفتاب دعا بخوان. سپس تا وقت
نماز ظهر قرآن بخوان و بدينگونه يك شبانه روز او را با نماز و قرآن و دعا پر آرد.
مسيحى آه به خانه بازگشت، دست از اسلام برداشت و ديگر پاى به مسجد نگذاشت.( سيرى
در سيره نبوى، ص ٢١٣ ) آرى اينگونه افراط و زياده روى در عبادت، مردم را فرارى مى دهد.
استاد شهيد مرتضى مطهرى نقل م ىآند آه عمروعاص دو پسر داشت؛ يكى طرفدار حضرت
على عليه السلام شد و ديگرى طرفدار معاويه. روزى پيامبر به فرزند خوب عمروعاص (عبداللّه)
فرمود: شنيده ام آه تو شبها را به عبادت و روزها را به روزه مى گذرانى، گفت بله يا رسول اللّه،
( پيامبر فرمود: من اين راه را قبول ندارم.( طهارت روح، ص ١٢٢
بحار، ج ٧٨ ، ص ٣٥٧ ) روح انسان، گرايش و فرار )« اِنَّ لِلْقُلُوبِ اِقْبالاً وَاِدْباراً » : در روايات م ىخوانيم
دارد. هرگاه رو مى آند و گرايش دارد بهره گيرى آنيد و هرگاه آمادگى ندارد به او فشار نياوريد آه
ناخودآگاه عكس العمل منفى نشان مى دهد.
در سفارشات اسلامى آمده آه اوقات خود را چهار قسمت آنيد و سهمى را براى تفريح و لذّت
( بگذاريد آه اگر اينگونه عمل آرديد براى آارهاى ديگر نشاط خواهيد داشت.( بحار، ج ١٤ ، ص ٤١
قرآن آريم به يهوديانى آه در روز استراحت و تعطيل، به سراغ ماهيگيرى و آار م ىرفتند عنوان
سوره بقره، آيه ٦٥ ) ما از )« وَ لَقَد عَلِمْنَا الَّذينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِى السَّبْتِ » : متجاوز م ىدهد
متجاوزين روز شنبه (آه حريصانه به سراغ آار مى رفتند) آگاهيم.
به هر حال حفظ نشاط و روحيه در عبادت، يك اصل است آه با ميان هروى حاصل مى شود
آيا تاکنون، در مقابل نيكى ها و کمك ها و دوستى هاى ديگران، تشكرکرد هايد؟ البتّه که آرى.
چرا؟
نماز و شهرسازى
( يونس، ٨٧ )« اجعلوا بيوتكم قبلة واقيموا الصلوة » : قرآن م ىفرمايد
به موسى وهارون گفتيم مشكل مسكن بنى اسرائيل را حل آنيد و براى قوم خود خانه قرار دهيد.
آنها را از پراآندگى و زندگى طفيلى نجات دهيد تا با خانه دار شدن احساس دفاع از وطن هم در آنها
زنده شود، لكن در نقشه شهرسازى، خان ههايتان را به سوى قبله قرار دهيد تا بتوانيد بدون مشكل
اقامه نماز آنيد.
در ايران بعضى از شهرهايى آه مهندس آن شي خبهايى بوده آوچ هها و خيابان ها طورى است آه
قبله ها مستقيم و بدون انحراف قرار گرفته است.
همين « اقيموا الصلوة » (البتّه معناى ديگرى هم براى قبله در اين آيه شده، ولى با توجّه به جمله
معنا بهتر است).
هيچ عملى در تاريخ اين همه گواه وشاهد نداشته
شخص رسول اآرم و ائمه معصومين عليهم السلام و تمام اصحاب و ياران و تمام مؤمنين و
مسلمين، بر فراز تمام مناره ها، بام ها، مسجدها، خانه ها، مدارس، راديوها، تلويزيون ها، قارّه ها،
شهرها، روستاها، مردها و زن ها، پيرها و جوان ها و هر آس در طول تاريخ اسلام اذان و اقامه اى
« حىّ على خيرالعمل » : گفته شهادت داده آه نماز بهترين عمل است
هيچ آار خيرى اين همه گواه و حلقوم و ناله فرياد براى بهترين بودنش بكار نرفته است، همه
« حىّ على الفلاح » . گواهى داد هاند آه نماز رستگارى است
تارك نماز نبايد محبوب باشد
( ابراهيم، ٣٧ )« ربّنا ليقيموا الصلوة فاجعل افئدة من الناس تهوى اليهم »
حضرت ابراهيم مى گويد: پروردگارا! ذريّه ام را در اين منطقه آوهستانى و بى آب و گياه سكونت
داده ام براى نماز، پس قلوب مردم را به سوى آنها سوق بده.
آرى آسانى آه براى اقامه نماز به هر سوى و ديارى هجرت آرده و از هر گونه سختى استقبال
مى آنند، خداوند شكور از زحمات آنان تشكّر م ىآند ودلهاى مردم را به سوى آنها گرايش مى دهد.
امّا آسانى آه براى اقامه نماز حرآتى نمى آنند حتّى اگر از نسل ابراهيم باشند، سزاوار جلب
قلوب مردم نيستند.


