عواقب اعراض از ياد خدا و نماز
مَن اعرض عن ذآرى » : نماز ذآر خداست وآسى آه از ذآر خداوند اعراض آند زندگى نكبت بارى دارد
( طه، ١٢٤ )« فان له معيشة ضنكا
ممكن است بگوئيد بسيارى اهل نماز نيستند ولى زندگى خوبى دارند، ولى بايد به درون آنها
سرى زد تا ببينيم آيا صفا وآرامش لازم را دارند يا نه؟ در مشكلاتى آه براى آنها پيش مى آيد چقدر
دستپاچه مى شوند و خودشان را مى بازند؟ باقى انسا نها را با چه ديدى مى نگرند؟ تقوى و عدالت
چه جايگاهى نزدشان دارد؟ روحشان به چه چيز وابسته است؟ به آينده خود چقدر اطمينان دارند؟
اضطراب وهيجان هاى روانى، تزلزل خانوادگى، ضعف اعصاب، بدگمانى، احساس غربت و تنهايى از
درون، فساد و فحشا، آمار جنايت، فرار فرزندان از خانه، بالا بودن آمار طلاق، خودباختگى، ترس و...
در جامعه بى نماز بيشتر است يا با نماز؟



آموزش نماز مسئوليّت والدين است
تعليم نماز در روايات از وظايف مهمّ والدين است. والدين بايد فرزندان خود را از سه سالگى با بيان
آشنا آنند و آ مآم او را آماده نماز نمايند. « لااله الا اللَّه » آلماتى از قبيل
طه، ١٣٢ ) به اهل خود فرمان )« وامر اهلك بالصلوة و اصطبر عليها » : خداوند به پيامبر مى فرمايد
نماز بده وپشتكار داشته باش.
مريم، ٥٥ ) او اهل خود را )« و آان يأمر اهله بالصلوة » : قرآن در ستايش حضرت ابراهيم مى فرمايد
به نماز فرمان مى داد.
( لقمان، ١٧ )« يابنّى اقم الصلوة » : لقمان ه مبه فرزندش سفارش نماز م ىآر



نماز و زنده آردن ارزشها
از مه مترين ارزشهاى اسلامى، عدالت ورزى و عدالت گسترى است. در نماز نيز عدالت و محبوبيّت
اجتماعى دو شرط مهم براى امام جماعت است.
اگر مردم امامت شخصى را قلباً قبول نداشته باشند، ولى او خودش را همچنان امام جماعت قرار
بدهد نمازش قبول نيست. همچنين براى آسانى آه در صف اوّل نماز قرار مى گيرند، صفات
وآمالاتى مطرح شده آه اين صفات خود يك نوع زنده آردن ارزش هاى معنوى است. يعنى در جامعه
هرگروه آه به عدالت و تقوى نزدي كترند بايد جلوتر ومحترم تر باشند.



نماز و ادب
در اسلام به ما سفارش شده آه در نماز با ادب بايستيم، دست ها روى ران ها، بدن آرام، نگاه ها به
محل سجده، لبا سها نو و تميز، همراه با بوى خوش و معطّر. اگر با جماعت هستيم از سايرين جلو
و عقب نيفتيم و خود را هماهنگ ديگران و مردم آنيم، مقام امام را نگهداريم، قبل از او آارى انجام
ندهيم، به رآوع يا سجود نرويم و بهتر است حتّى قبل از آلام امام، ذآر نماز را به زبان جارى نكنيم.
مجموعه اين دستورالعمل ها روحيه ادب و اطاعت را در انسان تقويت م ىآند، آن هم ادبى بر اساس
ارزش هايى چون: شناخت، محبّت، تواضع و ادب در برابر آسى آه اهليّت دارد، نه تملّق و نه
خودباختگى.
در حديث است: آسى آه سجده نماز را با سرعت انجام مى داد حضرت رسول صلى الله عليه وآله
( فرمود: گويا آلاغى نوك به زمين مى زند.( وسائل، ج ٣، ص ٢٥



نماز و طبيعت
نماز تنها يك توجّه قلبى نيست، بلكه عملى است همراه با مردم و با بهره گيرى از طبيعت. بايد به
آسمان نگاه آرد تا وقت نماز را شناخت، به ستارگان نگريست تا قبله را شناخت، به آب توجّه آرد تا
پاك و مطلق و حلال و تميز باشد، به خاك دقّت آرد تا براى سجده و تيمم شرائط لازم را داشته
باشد.
رسول اآرم صلى الله عليه وآله سحرها به آسمان و ستارگان نگاه مى آرد و فكر مى آرد و
پروردگارا! اينها را بيهوده خلق نكردى. آنگاه به نمازشب « ربّنا ما خلقت هذا باطلا » : مى گفت
مى ايستاد.
فكر در طبيعت يكى از را ههاى خداشناسى است.
البتّه توجّه به طبيعت صحيح است نه غرق شدن در طبيعت. طبيعت، آيه و علامت و فلش براى
عبور است نه توقفگاه و غرقاب، آب دريا براى آن است آه آشتى روى آن برود، نه آنكه آب توى
آشتى وارد شود و همه را غرق آند. خورشيد براى آن است آه انسان از نورش بهره گيرد نه آنكه
به نورش خيره گردد و آور شود.



نماز، تكرارى نيست، تعميق است
بر خلاف تصوّر بعضى آه نماز را تكرار م ىدانند، نماز نردبان ترقى است آه هر چه بيشتر با حضور
قلب خوانده شود بالاتر مى روى، گرچه در ظاهر رآوع و سجودها تكرار مى شود ولى در حقيقت
همانند پلّ ههاى نردبانى است آه موجب بالا رفتن معرفت و ايمان انسان مى شود.
به تعبير ديگر اين اعمال به ظاهر تكرارى، همانند آلنگى است آه براى حفر چاه م ىزنند، آلنگ
زدن در ظاهر تكرارى است، امّا در واقع هر آلنگى آه مى زنيد به عمق بيشترى مى رويد ويك قدم به
آب نزديك تر مى شويد. به هر حال، ظاهر نماز تكرارى است، امّا در واقع عمق بخشيدن و پرواز است.



نماز، درگاه لطف خدا
افراد ديگر غير از خداوند، يا لطفى ندارند يا لطفشان ناچيز و محدود است، يا لطف خود را به ديگران
نمى رسانند و يا با هزار منّت ذرّه اى محبّت دارند و اگر لطفى آنند از بهره خودشان آم مى شود. امّا
خداوند:
١- لطفش بى نهايت است.
٢- باب لطف او هميشه به روى همه باز است.
٣- دعوت به ورود هم آرده است.
٤- از ورود ديگران در مدار لطفش شاد م ىشود.
٥ - مردم را بدون هديه و رشوه و با دست خالى م ىپذيرد.
٦- رابطه با او و بهره گيرى از الطاف او نه زمان مى خواهد نه زمين، نه واسطه م ىخواهد، نه رابطه
و نه هيچ شرطى ديگر، فقط صداقت قلبى آافى است. صادقانه به لغزش خود اقرار آنيم و به درگاه
او رو آوريم.



نماز و اخلاص
در سراسر نماز، قصد قربت شرط صحيح بودن آن است، حتّى اگر حرآت يا آلمه اى از واجبات يا
مستحبات نماز را براى غير خدا انجام دهيم نماز باطل م ىشود و اگر مكان نماز يا زمان آن را براى
غير خدا تعيين نمائيم نماز باطل است، اگر حالتى آه هنگام نماز به خود مى گيريم براى غير او
باشد نماز باطل است.
بنابراين عبادت بودن نماز مربوط به آن است آه انسان هيچ گونه قصد غير خدائى نداشته باشد و
اين قصد قربت از لحظه ورود به نماز تا پايان همچنان ادامه يابد.
ناگفته پيداست آه انسان در لابلاى آن همه زرق و برق ها و جاذب ههاى زياد اگر هر روز بتواند از
همه چيز دل تهى آند و ريسمان معنوى روح خود را با ذات مقدّس او گره زند و چنان با او خلوت آند
آه راه نفوذ غير را بگيرد، ارزش مهمى را به دست آورده است.
به عبوديّت و بندگى خالصانه اعتراف مى آنيم واين « ايّاك نعبد و ايّاك نستعين » ما در نماز با گفتن
اخلاص را از خداوند مى خواهيم.



طهارت و سلامت قلب
همان گونه آه براى انجام نماز، طهارت ظاهرى، در قالب وضو و غسل و تيمم، شرط است، قبول و
پذيرفته شدن نماز نيز، به طهارت باطنى نياز دارد.
بارها قرآن به پاآى دل اشاره آرده است. گاهى مى فرمايد: تنها قلب سليم به درگاه خداوند راه
دارد. قلبى است آه در آن شك و شرك وجود نداشته باشد.
به هر حال، نماز نيز همانند قرآن آريم ظاهرى دارد و باطنى و آنچه ما انجام م ىدهيم اگر درست
باشد ظاهر نماز است آه بايد سكّوى پرواز به باطن آن باشد.
نمازى بر اساس معرفت و عشق.
نمازى برخاسته از اخلاص و محبّت.
نمازى با حال خشوع.
نمازى دور از غرور و عُجب و ريا.
نمازى سازنده و محرّك.
نمازى از قلبى ب ىهوى و بى مرض.
نمازى آه پرتوى از آن را فهميديم و نوشتيم و گفتيم، ولى لياقت خواندن يك رآعت آن را نويسنده
در تمام عمرش پيدا نكرده است.



جهاد تا شهادت براى حفظ نمازخانه ديگر اديان
در آيه ٤٠ سوره حج مى خوانيم:
« ولولا دفع اللَّه الناس بعضهم ببعض لهدّمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد يذآر فيها اسم اللَّه »
اگر مؤمنان دست به اسلحه نبرند و جلو مفسدين را با قدرت و جنگ نگيرند، تمام نمازخانه ها و
عبادتگاه هاى يهوديان و مسيحيان و مسلمانان خراب م ىشود.
صَوامع، جمع صُومعه، به مكان عبادت در بيرون شهر (دِير) گفته مى شود آه براى زُهّاد ساخته
مى شد. بِيَع جمع بيعة، محل عبادت نصار ى است آه همان آليسا و آِنيسه است.
صلوات، جمع صلوة، محل عبادت يهوديان است آه بعضى آن را معرّب ثلوثا در زبان عبرى دانسته اند
و مسجد محل عبادت مسلمين است.
به هر حال بايد به قيمت خون دادن، از مكان نماز و عبادات حفاظت آرد
.





💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران