غزلی از محمدرضا سهرابی در مورد نماز
محمد رضا سهرابی نژاد
غزل نماز
شب است و خسته و تنها نماز میخوانم
به استغاثه فردا نماز میخوانم
میان دست نیایش چو رود میپیچم
و رو به آبی دریا نماز میخوانم
پر از ترنم پرواز و راز میگردد
نگاه پنجرهها، تا نماز میخوانم
به باغ پرپر دل، هر غروب آدینه
به قصد قربت گلها نماز میخوانم
قرین سبحه و قرآن و اشک و آیینه
به رنگ غربت زهرا نماز میخوانم
بیا امام که دیری است در هزاره درد
کنار خویش، فرادی نماز میخوانم
حریم خلوتم امشب ستاره باران است
شکسته در شب اسرا نماز میخوانم
نوشته شده در دوشنبه 09 بهمن 1391 توسط محمدرضازینی |
|
ارسال نظر(1)
