شعری ازخاسته در مورد نماز
اصغر حاجحیدری (خاسته)
تماشاگه راز
از رهی دور و دراز آمدهام
بهر دیدار تو باز آمدهام
سوخت جان و دلم از آتش شوق
باز در سوز و گداز آمدهام
با دل، این آینه گردآلود
به تماشاگه راز آمدهام
در صف عرشنشینان اینجا
من خاکی به نماز آمدهام
راندهاند از همه جایم، اینک
خواندهای بر خود و باز آمدهام
نوشته شده در دوشنبه 09 بهمن 1391 توسط محمدرضازینی |
|
ارسال نظر(0)
