شعر در باره نماز از مرتضی عصیانی
مرتضی عصیانی
تجلی وصل
سحر رسید و دلم بیقرار خواهد شد
دوباره دامن من پر بهار خواهد شد
صدای خوب اذان می رسد و یک احساس
درون سینه من بیقرار خواهد شد
به سوی روشنی آب میروم بیتاب
و آب با دل من رهسپار خواهد شد
نماز میشود آغاز و با تجلی وصل
حجابهای جدایی کنار خواهد شد
و بعد در سر سجادههای سوز و گداز
بهانههای دلم بیشمار خواهد شد
زلال و روشن و شفاف میشوم از فیض
و جسم و جان من آیینه زار خواهد شد
و تا دوباره بیاید صدای خوب اذان
دلم غریبه چشم انتظار خواهد شد
نوشته شده در دوشنبه 09 بهمن 1391 توسط محمدرضازینی |
|
ارسال نظر(0)
