دوبیتی هایی در باره نماز
هوروش نوابی
باغ عبادت
چادر کهنه شب را بر خاک
تیغه نازک خورشید درید
با سرانگشت نوازشگر باد
لاله شب زده از خواب پرید
*
قُمریان بر لب هر پنجرهای
نغمه گرم اذان سر دادند
آب خوردند ز سر چشمه نور
خواب را خندهزنان پر دادند
*
لاله خم شد سر سجّاده صبح
شبنم اشک به چشمش آویخت
باغ از زمزمه او پر شد
اشک باران شد و بر گلها ریخت
*
جویباری ز دعا جاری شد
شست از روی چمن گرد و غبار
باغ در قایقی از نور نشست
رفت تا خانه سرسبز بهار
نوشته شده در دوشنبه 09 بهمن 1391 توسط محمدرضازینی |
|
ارسال نظر(0)
