تأثیر نماز بر شادابی روح و روان

هر عاملی که شادابی را به انسان هدیه کند، در واقع به سلامتی جسم و روان او کمک کرده است، اما نکته بسیار مهمی که دانش طب امروز به بشر آموخته است، این است که شادابی و افسردگی انسان پیش از آن‌که تحت کنترل اراده‌ی او باشد، زیر فرمان تغییرات مواد شیمیایی در سلسله اعصاب مرکزی انسان است. مثلاً افزایش یک ماده شیمیایی به نام «دوپامین» در بدن سبب می‌شود، انسان بدون آن‌که خود بخواهد دچار ناراحتی شود و کاهش این ماده نیز سبب شاد شدن غیر ارادی انسان خواهد شد. عصبانیت و ناراحتی غیر ارادی و بدون علت صبح‌گاهی که حالت شدید آن به عنوان «ملانکولی» و یا همان مالیخولیا (افسردگی درون زاد صبحگاهی) شناخته می‌شود، در اثر تغییرات و کم و زیاد شدن همین مواد شیمیایی به وقوع می‌پیوندد.

اضطراب یک حالت احساسی، هیجانی است که از خصوصیات برجسته آن ایجاد حالت بی‌قراری و دلواپسی است که با اتفاقات زمان و شرایط مکان تناسب ندارد. اگر اضطراب عکس العنل نسبت به شرایط زمان و مکان باشد نه تنها بیماری نبوده، بلکه ممکن است رساننده و سازنده باشد، مانند دلهره در موقع امتحانات و یا اضطراب در رسیدن به فرودگاه یا ایستگاه قطار و مانند اینها.( ارمغانی، ایرج: اضطراب، تهران، انتشارات چاپ پخش، 1370)

در صحنه‌ی پر غوغای زندگی امروز هزاران گونه نگرانی وجود دارد، انسان در این دریای متلاطم در جستجوی پناهگاهی است که در مشکلات از وی استمداد جوید و حتی به امید او زنده بماند و برای امید او نفس بکشد. این پناهگاه جز خدا نمی‌تواند باشد، خدایی که تمام مشکلات در برابر قدرت و توانایی او سهل و آسان است. خدایی که نطفه‌ی بی‌ارزش را جان می‌بخشد و به او نیروی فوق العاده‌ای می‌دهد تا با کمک بال و پر علم و ایمان به فضا پرواز کند و اثار عظمت او را همه جا ببیند. آری یاد اوست که دل را آرامش و جان را نور و صفا می‌دهد و تیرگی‌های یأس و نگرانی را از دل می‌زداید، چه پناهگاهی بهتر از او می‌توان پیدا کرد.

مذهب، نیایش و ارتباط با خداوند راهی است که بشر پس از قرن‌ها جدایی از آن، دیگر بار به سویش بازگشته و به توانایی‌های عمیق و کارساز آن در مبارزه با مشکلات زندگی جدید، که اضطراب نیز ثمره‌ی آن است، پی برده و دیگر نمی‌تواند منکر تعامل بین روان‌پزشکی، روان‌شناسی و حتی در مواردی پزشکی از یک سو و مذهب از سوی دیگر شود.

ذکر و وابسته شدن به ریسمان الهی که پیوندی قوی و ناگسستنی با حقیقت وجود و زندگی است، انسان را به وادی امن می‌رساند و فکر اتصال به نیرویی مافوق تمام نیروهای طبیعی خوف و بیم را از دل و ذهن انسان بیرون می‌راند و به عقیده‌ی روان‌شناسان این مهم‌ترین داروی ضد اضطراب است.

انسان با ایجاد ارتباط با خداوند و دعا، راه رهیدن از ناراحتی‌های درونی و بیرونی را آسان نموده، و در نتیجه به عوارض روانی نیز مبتلا نمی‌گردد. و از طریق دعا و نیایش نیروی محدود خویش را با توسل به منبع نامحدودی چون قدرت خداوند افزایش می‌دهد، هنگامی که دعا می‌کند؛ خویشتن را به قوه‌ی محرکه‌ی پایان‌ناپذیری که آفرینش و تمام کائنات را به هم پیوسته، متصل می‌کند و یادآوری مشکلات و بازگو نمودن آن‌ها نه تنها در حالات عاطفی مؤثر بوده بلکه در کیفیات بدنی نیز تأثیر داشته و سبب بهبودی می‌شود. احساس این‌که انسان می‌تواند با نیایش، خواسته‌ها، کاستی‌ها و ناآرامی‌های خویش را به درگاه معبودی که قادر متعال است اظهار کند سبب آرامش می‌گردد. (صانعی، صفدر: سلامت تن و آرامش روان در اسلام،)



نوشته شده در جمعه 06 بهمن 1391
توسط محمدرضازینی | |  ارسال نظر(0)