چراغ راه
مثنویِّ عطش و سوز و گداز است نماز
مثل نینامه پر از راز و نیاز است نماز
برکه نور و شراب سحر و جام بلور
شبنم عاطفه و غنچه ناز است نماز
چشمهای آب و گلی سرخ؛ و مهتاب و نسیم
مثل یک منظره روح نواز است نماز
همچنان حنجره صاف و صمیمی غزل
یا چنان پنجرهای روشن و باز است نماز
شعلهافروزترین شمع شب شروه و شور
و خوش آهنگترین نَغمه ساز است نماز
سَجدهاش گر چه فرود است بظاهر، امّا
بام بالا شدن و اوج و فراز است نماز
کلمات و حرکاتش همه پرحکمت و راز
دفتر حکمت و گنجینه راز است نماز
هفت صحرا اگر از دوست بدوریم چه غم
که چراغِ شب این راه دراز است نماز
در این خانه بزن ای دل «ساحل» که فقط
مرهم زخم جگرسوز، نماز است، نماز
نوشته شده در دوشنبه 09 بهمن 1391 توسط محمدرضازینی |
|
ارسال نظر(0)
