ترك نماز و دوزخ
در قيامت بارها ميان اهل بهشت و اهل دوزخ گفتگو رخ مى دهد آه قرآن برخى از آنها را بيان
فرموده است. در يكى از آن صحنه ها، اهل بهشت از مجرمان مى پرسند: چه عاملى شما را به
لم نك من » : دوزخ روانه آرد؟ آنها چهار عامل را مى شمرند، آه اوّلين آنها پايبند نبودن به نماز است
( مدّثر، ٤٣ )« المصلّي
نماز، جهاد، شهادت
بعضى براى اقامه نماز آتك ها خوردند، مثل انقلابيون در زندان شاه و اسرا.
بعضى تير خوردند مثل زُهير آه روزعاشورا جلو اما محسين ايستاد تا امام نمازش را بخواند.
بعضى در راه نماز شهيد شدند، مثل شهداى محراب: آية اللَّه اشرفى اصفهانى، دستغيب،
صدوقى، مدنى و قاضى طباطبائى.
وبعضى در حال نماز شهيد شدند مثل عل ىبن ابيطالب عليهما السلام.
نماز در حكومت علوى
نهج البلاغه، )« واجعل افضل اوقاتك للصلوة » : حضرت على عليه السلام به مالك اشتر مى فرمايد
نامه ٥٣ ) بهترين وقت خودت را براى نماز قرار بده.
و بدان ارزش تمام آارهاى تو تابع نماز تو است:
« واعلم انّ جميع اعمالك تبع لصلوتك »
توجّه به نماز در خانواده
( طه، ١٣٢ )« وامر اهلك بالصلوة واصطبر عليها »
اوّلين مسئوليّت انسان بعد از خودش، خانواده اوست، ولى از آنجا آه همسر وفرزند انسان گاهى
سرسختى نشان مى دهند، انسان بايد استقامت آند وبه شيوه هاى مختلف آنان را به سوى دين و
نماز دعوت آند، نه آنكه اگر چند بار گفت و اثر نكرد آنان را رها آند.
نذر براى نماز
نَذرتُ لك ما فى بَطنى » : بعضى فرزند خود را نذر خدمت در مسجد مى آنند. مادر مريم گفت
( آل عمران، ٣٥ )« مُحرّراً
خدايا! من نذر آردم آه فرزندم را براى خدمت در بيت المقدّس از هر آار معاف و آزادش آنم تا با
فراغت آامل در بيت المقدّس خادم باشد. لكن همين آه فرزند متولّد شد و ديد دختر است، گفت:
خدايا! من دختر آوردم و دختر نمى تواند مثل پسر به راحتى خادم باشد. ولى به هر حال به نذرش
عمل آرد، و مريم خادم مسجد شد.
نماز، مقدّم بر کسب و کار
( نور، ٣٧ )« رجال لا تلهيهم تجارة ولا بيع عن ذآر اللّه »
قرآن از آسانى آه هنگام اذان، آار و آسب را رها م ىآنند ستايش آرده است.
وپس از پايان نماز « و ذرواالبيع » : به خصوص در روز جمعه سفارش شده آه معامله را رها آنيد
( جمعه، ٩ تا ١٠ )« فانتشروا فى الارض وابتغوا من فضل اللَّه » : جمعه، به سراغ آار و درآمد برويد
رئيس جمهور شهيد ايران مرحوم رجائى مى فرمود: به نماز نگوئيد آار دارم، به آار بگوئيد نماز دارم.
نماز، اوّلين واجب بعد از ايمان به خدا
( بقره، ٢ )« الّذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصلوة »
در ابتداى قرآن و آغاز سوره بقره، بعد از ايمان به غيب آه شامل ايمان به خداوند و معاد و فرشتگان
است، اوّلين اصل عملى آه مورد توجّه قرار گرفته، مسئله اقامه نماز است.
نماز،
نماز همراه با مردم دارى
( بقره، ٨٣ )« قولوا للناس حسنا و اقيموا الصلوة »
با مردم خوب سخن بگوييد و نماز را به پا داريد.
با سخن و برخورد خوب م ىتوانيم عملاً نماز را تبليغ آنيم و بدانيم آسانى آه با اخلاق و سيره
پيامبر صلى الله عليه وآله مسلمان شده اند بيش از آسانى هستند آه با استدلال عقلى مسلمان
شده اند.
حتّى با آفّارى آه انسان جدال و بحث م ىآند، بايد به طور نيكو جدال آند، يعنى اوّل خوب ىهاى
آنان را بپذيرد و بعد نقطه نظرات خود را بيان آند
نماز تعطيلى ندارد
( مريم، ٣١ )« و اوصانى بالصلوة والزآاة ما دمت حيّا »
هر يك از دستورات اسلامى ممكن است به دليلى تعطيل شود. مثلاً جهاد براى بيمار و نابينا واجب
نيست، روزه بر مريض واجب نيست، خمس و زآات و حج، بر طبقه محروم واجب نيست، امّا تنها
عبادتى آه بر همه افراد و اقشار جامعه از مرد و زن، فقير و غنى، سالم و بيمار واجب است، نماز
است آه تا لحظه مرگ حتّى يك روز قابل تعطيل شدن نيست. (گرچه براى زن ها در هر ماه برنامه
خاصّى وجود دارد)
صفحه قبل1...1314151617...23صفحه بعد



