نماز و مردم
اصل در نماز، به جماعت خواندن است.
در نمازجماعت، با مردم، در مردم و از مردم بودن مطرح است، در آنار مردم بدون هيچ گونه امتياز،
از هر نژاد و اقليم و در هر شرايط اقتصادى.
نمازجماعت بدون امام نمى شود، چنانكه جامعه بدون رهبر نمى شود. امام براى همه مردم به طور
يكسان امام است، نه براى گروه خاص. فقير و غنى و زشت و زيبا در آنار هم قرار م ىگيرند، بايد
امتيازات پوچ با نماز جماعت از جامعه حذف شود، اگر امام در نماز اشتباه آرد مردم به او هشدار
مى دهند، يعنى در نظام اسلامى امام وامّت بايد مراقب يكديگر باشند.
امام جماعت بايد مراعات ضعيف ترين مردم را بكند و نماز را طول ندهد و اين خود درسى است آه
مسئولين بايد در برنامه ريزى ها و حرآت ها توجّه به همه اقشار داشته باشند. در نماز جماعت مردم
نبايد از امام جلو بيفتند و اين درس ديگرى است آه نشانه نظام و ادب م ىباشد. اگر از امام جماعت
گناه بزرگى سر زد و مردم فهميدند، بايد آنار رود. يعنى مردم و جامعه را نبايد بدست فاسق سپرد.
در نمازجماعت همه با هم به خاك افتاده و سجده مى آنيم آرى بايد همه با هم باشيم.
در نماز جماعت همه مردم م ىتوانند با آسب علم و تقوى و محبوبيّت امام شوند، پيشنمازى ارث
آسى نيست، هر آسى در آمالات برتر شد در جامعه آقاست.
