بال نماز
بال نماز
تا حریمش میروم با بال پرواز نماز
تا خدا خواهم سفر کردن به اعجاز نماز
کیستم من تا بگویم: ذکر او دارم به لب
کاین زبان از اوست، او خود نکته پرداز نماز
چشم دل را باز کن تا باز بینی روی دوست
تا رسد بر گوشت از گلدسته آواز نماز
سجده افلاک را پایان نباشد لحظهای
جنبش هر ذره دارد شوق آغاز نماز
کاکل اندیشه را بیخود پریشان میکنم
در نخواهم یافت، جز از راه دل راز نماز
آن علمداری که شد آگاه از سر سجود
در منای عاشقی گردید سرباز نماز
در فرات تشنه کامی دستشست از جان خویش
تا دل خود را کند آیینه پرداز نماز
نوشته شده در دوشنبه 09 بهمن 1391 توسط محمدرضازینی |
|
ارسال نظر(0)
